تبليغاتX
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است
سهراب

وطن‌پرست: باور بفرمایید جناب مجری، امین آباد از مخوف‌ترین زندان‌های ایران است که من خودم مدت‌های زیادی در زندان‌های آنجا بوده‌ام.

مجری: دیروز و امروز سران کشورهای اروپایی و امریکایی در صحبت‌های خود اشاره به نقض حقوق قانون بشر در ایران کرده‌اند، شما چطور می‌تونید به‌عنوان یه کارشناس سیاسی بفرمایید که تحلیل ما از رویکرد رو به جلوی استراتژیک چی می‌تونه باشه که زیرساخت‌های جهان سوم را در قبال باراک اوباما؟

وطن‌پرست: بله. من جا داره یاد کنم از دوست خوبم زنده یاد وطن‌دوست که جزء اپوزوسیون کوبیسم بودند.

مجری: خب؟!... خب! بله! بیننده‌ی دیگری پشت خط هستند. بفرمایید.

بیننده: من ویدا هستم. از حقوق زنان جنبش. من معتقدم درس‌های زیادی میشه از این انتخابات گرفت. من خودم از بعد از این انتخابات به این نتیجه رسیدم که شوهرم را مجبور کنم که غیر از من بره و از 2، 3 تا از شهرهای پر جمعیت ایران زن بگیره تا برای دوره بعدی که قراره کاندید بشه، رأی آوردنش توی اون شهرها تضمین باشه.

بوق بوق بوق (صدای بوق تلفن)

وطن‌پرست: ما باید به داشتن یه همچین زنان روشنفکری افتخار کنیم. من به‌عنوان عضو کوچکی از جامعه بانوان(!) از همه خانم‌ها می‌خواهم که بیاییم و به حرف این خانم روشنفکر گوش بدیم و...

مجری: بله. جناب وطن‌پرست اجازه بفرمایید تا تعدادی از ایمیل‌های رسیده از طرف بینندگان را بخوانیم.

شهره از آلمان نوشته که من الآن چند روزه که یه حالی هستم. لطفاً یه کاری بکنید که من یه حالی نباشم. مرسی.

کامبیز از سوسول آباد تهران، عکس سگش را فرستاده و نوشته که پوپوی من برنامه شما را خیلی دوست داره و هر وقت تصویر آقای مجری را می‌بینه، میاد و صفحه تلویزیون را لیس می‌زنه.

مژگان از فرانکفورت نوشته که من الآن چند روزیه که اعتصاب غذا کرده‌ام و عصرانه نمی‌خورم.

خب جناب وطن‌پرست از اتاق فرمان اشاره می‌کنند که وقت برنامه تمام شده. در پایان اگر صحبتی و ناگفته‌ای در مورد انتخابات و اوضاع سیاه و خفقان و بد و بی‌ادب و بی‌تربیت و پیف و من دیگه قهرم ایران دارید، بفرمایید.

وطن‌پرست: نخیر من صحبتی ندارم و همه‌ی حرف‌هایم را زدم ولی ای کاش فرصت بیشتر بود تا همه‌ی حرف‌هایم می‌زدم و اصولاً همه دارن حرف مفت می‌زنن و من معتقدم که هیشکی نباید حرف مفت بزنه.

مجری: بسیار سپاسگزارم جناب وطن‌پرست. به امید اینکه ایرانی نانازی و خشگلی داشته باشم و این‌قدر پیف نباشه، همه‌ی شما بینندگان عزیز و به‌خصوص تو، پوپوی عزیزم را بوس می‌کنم و با یه ترانه با صدای مانی ساسکن بای بای می‌کنم.

(ترانه با صدای مانی ساسکن)

او او او اوه مای گاد

بیا بریم قربونت برم برقصیم

او او او اوه مای فیورت!

من دلم می خاد که برگردم و بخونم توی چشمات

کبوتر می‌شم و می‌رم هوا برای دستات

من و تو همیشه/ تو و من همیشه/ بیا بریم تو بیشه/

آره آره آرررره / آخه تا سه نشه بازی نمی‌شه...

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/04/01 توسط ابوالفضل
قالب وبلاگ