
آن مرد آمد.
آن مرد با اسب آمد.
آن مرد در باران آمد…
آن مرد در رگبار سنگ ها و تیر ها و نیزه ها آمد.
آن مرد با مشک امد…
و مشکش چون لبانش تشنه بود...
مرد با شجاعت تمام، لشکر سیاهی ها را پشت سر گذاشت و خود را به دریا رساند.
آب موج می زد و چه زلال بود!
لبانش با دیدن آب تشنگی را از یاد برد.
فکر و ذهنش جای دیگری بود...
مشک را سریع آب کرد و دوباره به سیاهی شد.
اما سیاهی را نمی دید، امتداد نگاهش را دنبال می کردی به خورشید می رسید...
او هرچه داشت به خاطر وجود خورشید بود!
آخر ماه هرچه زیبایی دارد صدقه سر خورشید است.
باید برای رسیدن به معشوق از سیاهی می گذشت.
پس به امید دیدار دوباره ی معشوق، به دل سیاهی ها زد.
و چه دلاورانه لشگر تیرگی ها را می شکافت.
جراحت های زیادی دید، امیدش را از دست نداد; دستانش قطع شد، امیدش را از دست نداد، تیر بر چشمش اصابت کرد ولی همچنان امیدوارانه و مشک بر دهان به سوی خورشید می تاخت.
اما وای بر روزگار که چه ناحوان مردانه تیر بر مشکش زدند و امیدش را بر زمین ریختند.
رگبار تیرها و نیزه ها و سنگ شدت گرفته بود!
چند لحظه بعد آن مرد نبود که در خاک و خون افتاده بود، ماه بود که نقش زمین شده بود.
آن مرد چند باری، تمام توان نداشته اش را جمع کرد و لبان بی رمقش را باز کرده و صدا زده بود <اخا>.
لحظاتی نگذشته بود که عالم دوباره شاهد مناظره ی خورشید و ماه بود.
اما این بار با همیشه تفاوت داشت...
خورشید به سوی ماه آمده بود و این خورشید بود که به دور ماه چرخیده بود.
رگبار دیگر پایان گرفته بود و چه بوی یاس عجیبی فضا را پر کرده بود!
آن مرد سر در دامان معشوق و محبوبش زیر لب زمزمه کرد و رفت: <آن مرد خواهد آمد>.
<علی ملا حسینی>
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
بار این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن . . .
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن . . .
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن . . .
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن . . .
در خلصه ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
سید حمید برقعی
مداحی روز تاسوعای حسینی با صدای حاج محمود کریمی
بند يازدهم:
خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد بنياد صبر و خانه ي طاقت خراب شد
خاموش محتشم كه ازين حرف سوزناك مرغ هوا و ماهي دريا كباب شد
خاموش محتشم كه ازين شعر خونچكان در ديده اشك مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم كه ازين نظم گريه خيز روي زمين به اشك جگرگون پر آب شد
خاموش محتشم كه فلك بسكه خون گريست دريا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم كه بسوز تو آفتاب از آه سرد ماتميان ماهتاب شد
خاموش محتشم كه ز ذكر غم حسين (ع) جبريل را ز روي پيمبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطايي چنين نكرد بر هيچ آفريده جفايي چنين نكرد
بند دهم:
كاي مونس شكسته دلان حال ما ببين ما را غريب و بيكس و بي آشنا ببين
اولاد خويش را كه شفيعان محشرند در ورطه ي عقوبت اهل جفا ببين
در خلد، بر حجاب دو كون آستين فشان وندر جهان مصيبت ما بر ملا ببين
ني ني ورا چو ابر خروشان به كربلا طغيان سيل فتنه و موج بلا ببين
تنهاي كشتگان همه در خاك و خون نگر سرهاي سروران همه بر نيزه ها ببين
آن سر كه بود بر سر دوش نبي(ص) مدام يك نيزه اش ز دوش مخالف جدا ببين
آن تن كه بود پرورشش در كنار تو غلطان بخاك معركه ي كربلا ببين
يا بضعة البتول ز ابن زياد داد كو خاك اهلبيت رسالت بباد داد
بند نهم:
اين كشته فتاده به هامون، حسين تست وين صيد دست و پا زده در خون، حسين تست
اين نخل تر، كز آتش جانسوز تشنگي دود از زمين رسانده بگردون، حسين تست
اين ماهي فتاده به دياري خون، كه هست زخم از ستاره، بر تنش افزون، حسين تست
اين غرقه ي محيط شهادت، كه روي دشت از موج خون او شده گلگون، حسين تست
اين خشك لب فتاده ي دور از لب فرات كز خون او، زمين شده جيحون، حسين تست
اين شاه كم سپاه، كه با خيل اشك و آه خرگاه، زين جهان زده بيرون، حسين تست
اين قالب تپان، كه چنين مانده بر زمين شاه شهيد ناشده مدفون حسين تست
چون روي در بقيع، بزهرا خطاب كرد وحش زمين و مرغ هوا را ، كباب كرد
بند هشتم:
بر حربگاه، چون ره آن كاروان فتاد شور نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه، غلغله در شش جهت ، فكند هم گريه، در ملايك هفت آسمان فتاد
هر جا كه بود آهوئي، از دشت پا كشيد هر جا كه بود طايري، از آشيان فتاد
شد وحشتي، كه شور قيامت زياد، رفت چون چشم اهلبيت، بر آن كشتگان فتاد
هر چند بر تن شهدا چشم ، كار كرد بر زخم هاي كاري تيغ و سنان ، فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا، در آن ميان بر پيكر شريف امام زمان فتاد
بي اختيار نعره ي ( هذا حسين ) از او سرزد، چنانكه آتش از آن، در جهان فتاد
پس با زبان پر گله ، آن بضعة البتول رو بر مدينه كرد ، كه يا ايها الرسول
مداحی روز هفتم محرم الحرام با صدای حاج محمود کریمی
بند هفتم
روزيكه، شد به نيزه ، سر آن بزرگوار خورشيد ، سر برهنه بر آمد ، ز كوهسار
موجي به جنبش آمد و، برخاست كوه كوه ابري ببارش آمد و، بگريست زار زار
گفتي تمام زلزله شد، خاك مطمئن گفتي فتاد، از حركت چرخ بي قرار
عرش آنزمان بلرزه در آمد، كه چرخ پير افتاد در گمان، كه قيامت ، شد آشكار
آن خيمه اي كه، گيسوي حورش، طناب بود شد سرنگون ، ز باد مخالف ، حباب وار
قومي كه پاس محملشان، جبرئيل داشت گشتند ، بي عماري و محمل، شتر سوار
با آنكه سر زد آن عمل، از امت نبي روح الامين، ز روي نبي گشت، شرمسار
وانگه ز كوفه خيل الم رو بشام كرد آنسان كه عقل گفت، قيامت قيام كرد
بند ششم:
ترسم، جزاي قاتل او چون رقم زنند يكباره بر جريده ي رحمت قلم زنند
ترسم كزين گناه، شفيعان روز حشر دارند شرم، كز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق بدر آيد ز آستين چون اهلبيت دست در اهل ستم زنند
آه از دمي ، كه با كفن خون چكان ز خاك آل علي (ع) چو شعله ي آتش علم زنند
فرياد از آن زمان كه جوانان اهلبيت گلگون كفن به عرصه ي محشر قدم زنند
جمعي كه زد بهم صفشان شور كربلا در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع كنند بار آن ناكسان كه تيغ به صيد حرم زنند
پس بر سنان كند سري را كه جبرئيل شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل
مداحی روز پنجم محرم الحرام با صدای حاج محمود کریمی
بند پنجم
چون خون زحلق تشنه او ، بر زمين رسيد جوش از زمين ، به ذروه ي عرش برين رسيد
نزديك شد ، كه خانه ي ايمان شود خراب از بس شكستها ، كه به اركان دين رسيد
نخل بلند او چه خسان ، بر زمين زدند طوفان به آسمان ، ز غبار زمين رسيد
باد، آن غبار چون به مزار نبي رساند گرد از مدينه ، بر فلك هفتمين رسيد
يكباره جامه، در خم گردون، به نيل زد چون اين خبر به عيسي گردون نشين رسيد
پر شد فلك ز غلغله چون نوبت خروش از انبيا به حضرت روح الامين رسيد
كرد اين خيال، وهم غلط كار، كان غبار تا دامن جلال جهان آفرين، رسيد
هست از ملال، گر چه بري، ذات الجلال او در دلست و، هيچ دلي ، نيست بي ملال
مداحی روز چهارم محرم الحرام با صدای حاج محمود کریمی
مداحی روز سوم محرم الحرام با صدای حاج محمود کریمی
بند چهارم:
بر خوان غم، چو عالميان را صلا زدند اول صلا به سلسله ي انبيا زدند
نوبت به اوليا چو رسيد، آسمان طپيد زان ضربتي كه بر سر شير خدا زدند
آن در كه جبرئيل امين بود خادمش اهل ستم به پهلوي خير نساء زدند
بس آتش ز اخگر الماس ريزه ها افروختند و در حسن مجتبا زدند
وانگه سرادقي كه ملك محرمش نبود كندند از مد ينه و در كربلا زدند
وز تيشه ي ستيزه در آن دشت، كوفيان بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتي كز آن جگر مصطفي دريد بر حلق تشنه ي خلف مرتضا زدند
اهل حرم، دريده گريبان، گشوده موي فرياد بر در حرم كبريا زدند
روح الامين نهاده بزانو سر حجاب تاريك شد ز ديدن آن چشم آفتاب
كاش آنزمان، سرادق گردون، نگون شدي وين خرگه بلند ستون، بيستون شدي
كاش آنزمان در آمدي، از كوه تا بكوه سيل سيه كه روي زمين، نيلگون شدي
كاش آنزمان ز آه جهانسوز اهلبيت يك شعله، برق خرمن گردون دون شدي
كاش آنزمان كه اين حركت كرد آسمان سيماب وار، گوي بي سكون شدي
كاش آنزمان كه پيكر او شد درون خاك جان جهانيان، همه از تن، برون شدي
كاش آنزمان كه كشتي آل عبا، شكست عالم تمام، غرقه ي درياي خون شدي
آن انتقام گر نفتادي، بروز حشر با اين عمل، معامله ي دهر چون شدي
آل نبي (ص) ، چو دست تظلم بر آورند اركان عرش ار، به تلاطم درآورند
بند دوم:
كشتي شكست خورده طوفان كربلا در خاك و خون طپيده ي ميدان كربلا
گر چشم روزگار بر او فاش مي گريست خون مي گذشت از سر ايوان كربلا
نگرفت دست دهر گلابي به غير اشك زان گل كه شد شكفته به بستان كربلا
از آب هم مضايقه كردند كوفيان خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودند ديو و در، همه سيراب و مي مكيد خاتم، ز قحط آب، سليمان كربلا
زان تشنگان، هنوز به عيوق مي رسد فرياد العطش ز بيابان كربلا
آه از دمي كه لشگر اعدا، نكرده شرم كردند ، رو بخيمه سلطان كربلا
آندم فلك بر آتش غيرت سپند شد كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
این اشک ها به پای شما آتشم زدند
شکرخدا برای شما آتشم زدند
من جبرییل سوخته بالم ،نگاه کن!
معراج چشم های شما آتشم زدند
سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم
هر جا که در عزای شما آتشم زدند
از آن طرف مدینه و هیزم،ازاین طرف
با داغ کربلای شما آتشم زدند
بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن
یک عمر در هوای شما آتشم زدند
گفتم کجاست خانه خورشید شعله ور
گفتند بوریای شما، آتشم زدند
دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان
همراه خیمه های شما آتشم زدند
امروز نیز نیّر وعمان ومحتشم
با شعر در رثای شما آتشم زدند...
سید حمید برقعی
بند اول
باز اين چه شورش است، كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و ، چه عزا و ، چه ماتم است؟
بي نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
اين صبح تيره، باز دميده از كجا ، كزو
كار جهان و ، وضع جهان، جمله درهم است
گويا طلوع ميكند از مغرب ، آفتاب
كآشوب ، در تمامي ذرات عالم است
گر خوانمش قيامت دنيا، بعيد نيست
اين رستخيز عام، كه نامش محرم است
در بارگاه قدس، كه جام ملال نيست
سرهاي قدسيان، همه بر زانوي غم است
جن و ملك، بر آدميان، نوحه مي كنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است
خورشيد آسمان و زمين ، نور مشرقين
پرورده ي كنار رسول خدا، حسين
مشهورترین چهره های ایران سوار چه ماشینی می شوند؟!
پیش از آن که این گزارش را بخوانید باید اعتراف کنیم که این مطلب کاملاً زرد و نامتعارف بوده و مطالعه آن جز سرگرم شدن هیچ خاصیت دیگری ندارد!
براساس مطالعات یکی از خبرنگاران بیکار "هنوز" جمعی از چهره های مشهور کشورمان سوار این ماشین ها می شوند.
1- محمدرضا گلزار --- BMW
2- محمدرضا شریفی نیا --- زانتیا و سیناد
3- تهمینه میلانی --– پرادو
4- مسعود ده نمکی --– پژو 206
5- پرویز پرستویی –-- پرشیا
6- بهرام رادان --– لندکروزر
7- پوریا پورسرخ --– پاترول
8- علی لهراسبی --– پرادو
9- کامبیز دیرباز –-- کوراندو
10- محمد اصفهانی --– تویوتا کمری و سوناتا و پژو 405
11- سید جواد هاشمی --– آزرا
12- فیروز کریمی –-- آزرا
13- امین حیایی –-- رنج رور
14- نفیسه روشن –-- رنو PK
15- حسین رضازاده –-- ماکسیما
16-رضا رشیدپور --– تویوتا کمری
17- محمدرضا فروتن --– پژو 206
18- نیکی کریمی –-- پاترول
19- شهاب حسینی --– ریو
20- محمود شهریاری --– ماکیسما و ماتیز
21- طناز طباطبایی --– اپل کورسا
22- امین تارخ --– پرادو
23- مهدی سلوکی –-- پرشیا
24- حمید گودرزی --– سانتافه
25- حسن پورشیرازی –-- مگان
26- حامد کمیلی –-- پاترول
27- حمیدرضا پگاه –-- پژو 206
28- حسین رفیعی –-- رونیز
29- رضا صادقی --- پژو 206
30- سعید راد --- کوراندو
31- زیبا بروفه --- پژو 206
32- حسن جوهرچی --- پژو 206
34- علی نصیریان --– ورنا
35- پانته آ بهرام --- پراید
36- مریلا زارعی --- سمند
37- رضا کیانیان --- پاترول
38- کاوه سماک باشی --- پرشیا
39- امیر نوری --- پرشیا
40- ابوالفضل پورعرب --- پرشیا
41- امیر تاجیک --- زانتیا
42- جواد رضویان --- سوزوکی و پژو 206
43- رامتین خداپناهی --- پژو 206
44- امیر جعفری --- پرادو
45- مجتبی کبیری --- پرشیا
46- علیرضا دبیر --- پژو 206
47- علی دایی --- بنز و پرادو
48- نیوشا ضیغمی --- پژو 206
49- باران کوثری --- سمند
50- احسان خواجه امیری --- مزدا 323
51- شاهین آرین --– سوناتا
52- اشکان خطیبی --- پژو 206
53- حمید لولایی --- دوو سی یلو
54- مهران مدیری --- پرادو
55- حمید عسگری --- GEN2
56- بروز ارجمند --- مزدا 323
57- مسعود روشن پژوه --- پرادو
58- حسام الدین سراج --- پژو 206
59- بهروز افخمی --– پژو 405
60- احمدرضادرویش --- پژو 405
61- محمد سلوکی --- پژو 405
62- احسان علیخانی --- پژو 405
63- مسعود کیمیایی --- پاترول
64- مجید اخشابی --- پرشیا
65- قاسم اقشار --- ماکسیما
66- جمشید مشایخی --- پژو 405
67- رضا عطاران --- پژو 206
68- مجید صالحی –-- پرشیا
69- محمد نصرتی --– ماکسیما
70- ایرج نوذری –-- پژو 206
71- مریم کاویانی --- پژو 206
72- علیرضا نیکبخت واحدی --- BMW
73- نگار فروزنده --- دوو سی یلو
74- شیث رضایی --- بنز
75- سپند امیرسلیمانی --- پژو 206
76- عاطفه نوری --- ماتیز
77- مهسا کرامتی --- پراید
78- مهدی مقدم--- دوو سی یلو
79- عبدالرضا اکبری --- پژو 206
80- علیرضا خمسه --- مزدا 323
81- عادل فردوسی پور --- زانتیا
82- گلشیفته فراهانی --- پرادو
83- بهزاد فراهانی --- پژو 405
84- جهانگیر کوثری --- پرشیا
85- رخشان بنی اعتماد --- ماتیز
86- مهتاب کرامتی --- پژو 206
87- اکبر عبدی --- گل
88- سیروس مقدم --- پژو 206
89- حسین یاری --- تویوتا کمری
90- خسرو شکیبایی --- پژو 206
91- آرام جعفری --- پژو 206
92- یکتا ناصر --- پژو 206
93- حسام نواب صفوی --- مگان
94- مهدی امینی خواه --- پژو 206
95- فرزانه کابلی --- پژو 206
96- لیلا اوتادی --- دوو سی یلو
97- حمید ماهی صفت --- اپل کورسا
98- فرزاد حسنی --- ماشین ندارد
99- افشین قطبی --- سوزوکی
100- ناصر حجازی --- سوزوکی
101- علی پروین --- ماکسیما
102- امیر قلعه نوعی --- بنز و پژو 405
در پایان مجدداً از انتشار این گزارش بی محتوا پوزش می طلبیم!

سریال تلویزیونی «اغما» که در طول ماه مبارک رمضان مخاطبان فراوانی پیدا کرد...
و به گونهای متفاوت با اصل فیلمنامه به پایان رسید.
فشارهای وارد به سازمان صدا و سیما باعث شد تا مدیران محترم شبکه اول سیما برای کاهش این تنشها در داستان این سریال تغییراتی ایجاد کنند.
هر چند که بینندگان باهوش تلویزیون با نگاه تیزبین خود در همان ایام از ماجرا خبردار شدند، اما شاید کمتر کسی پایان اصلی این سریال را میداند.
پایگاه خبری «هنوز» اینک پس از گذشت حدود دو ماه از پخش این سریال و در شرایطی که اعلان پایان حقیقی این مجموعه تنشزا نخواهد بود مخاطبین این پایگاه خبری را به مطالعه چند خط زیر دعوت میکند.
شاید کمتر کسی به نام این سریال حساسیت نشان داد و هیچ کس نپرسید که «اغما» چه ارتباطی به مضمون این سریال دارد. در فیلمنامه اصلی، الیاس پسر جوان خوشقلبی است که براثر یک حادثه به مرگ مغزی ـ اغما – دچار میشود. روح جدا شده از پیکر الیاس دچار وسوسههای شیطانی شده و در زندگی دکتر پژوهان اخلال ایجاد میکند. داستان زمانی به جذابیت بیشتر میرسد که روح شیطانی الیاس دکتر پژوهان را از جراحی الیاس واقعی منع میکند و در این میان نقش عاشقانه دکتر بردیا – لعیا زنگنه – پررنگتر میشود.
دکتر بردیا تلاش میکند تا دکتر پژوهان را برای انجام عمل جراحی متقاعد کند که البته تا آخرین قسمتهای سریال ناکام میماند.
کم کم دکتر پژوهان پی میبرد که تمام بیمارانی که در ایام اخیر توسط او جراحی شدهاند تبدیل به انسانهایی بدکار و آنهایی که فوت کردهاند نیکوکار بودهاند. که البته این بخش از داستان با نمونه پخش شده آن تطابق نسبی دارد. سرانجام دکتر بردیا در متقاعد کردن دکتر پژوهان برای انجام عمل جراحی بر روی الیاس حقیقی به موفقیت میرسد اما...
علیرضا افخمی نویسنده این فیلمنامه پایان تعلیقی را بسیار دوست دارد و در این اثر نیز تلاش کرده بود بیننده را میان حس زنده شدن و یا مردن الیاس حقیقی معلق نگهدارد که البته با توجه به مقدمه این خبر سرانجام سریال چیز دیگری شد.
همچنین نوع پوشش بازیگران این سریال از جمله دکتر بردیا نیز مورد تجدید نظر برای پخش قرار گرفت.
آنچه نوشتیم چیزی از ارزشهای نگرش جدید مدیران رسانه به مقوله آثار نمایشی کم نمیکند و شایسته است در پایان خبر از نگاه هوشمندانه آقای مهندس ضرغامی ریاست محترم سازمان صدا و سیما قدردانی کنیم.
جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد
تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد
کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد
هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...
سید حمید برقعی
گروه خبرنگاران افتخاري / احمد کریمی: همزمان با عيد سعيد غدير خم جشن بزرگ «روی دست آفتاب» به همت مجمع فرهنگی الغدير در مجتمع سينمايی بهمن كاشان برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار افتخاری ايكنا در كاشان، مهندس «طالبياننژاد» دبير برگزاری اين جشن با اعلام اين مطلب افزود: در شب اول اين مراسم كه با حضور پر شور مردم دارالمؤمنين كاشان برگزار شد، استاد «فاطمینيا» به بررسی ابعاد واقعه غدير پرداخت.
وی در ادامه با اشاره به اسناد تاريخی موجود از واقعه غدير به بررسی ريشههای اختلاف در آن پرداخت.
حجتالاسلام فاطمینيا با بيان اهميت جايگاه غدير به نقش شيعيان در جهان امروز و راههای گسترش فرهنگ علوی اشاره كرد.
همچنين، دبير مجمع فرهنگی الغدير كاشان گفت: در اين مراسم شاعران اهل بيت(ع) از كاشان و استاد «برقعی» سرودههای خود را درباره غدير قرائت كرد.
يادآور میشود، در شب دوم اين جشن علامه «صمدی آملی» به ايراد بيانات خواهند پرداخت و استاد «بابا ميری» نيز به قرائت سرودههای خود میپردازد.
منبع:خبرگزاري قرآني كشور





