فرزاد ممنوع التصویر داخلی شد!
در روزهای آخر تیر ماه بود که سردار رادان رییس پلیس تهران، مهمان برنامه کوله پشتی بود، برنامه ای که از چندین سال قبل، اجرای آن برعهده فرزاد حسنی مجری نسل سومی تلویزیون است. اما پس از پخش دومین قسمت این برنامه بود که حرف و حدیث های فراوانی دهان به دهان چرخید و عده ای به نوع اجرای فرزاد حسنی، اعتراض کردند، از جمله نامه مظفر عضو شورای نظارت برعملکرد صدا و سیما، به مهندس ضرغامی از مهم ترین بازتاب های این برنامه بود، با این حال
![]() |
در قسمت دوم کوله پشتی، به نوعی از رییس پلیس تهران دلجویی شد. همچنین رییس پلیس تهران، خواستار آن شد که دیگران صدا وسیما را سرزنش نکنند، اما فشارها روز به روز بیشتر می شد، از طرفی پس از آن برنامه، کوله پشتی تنها در سه قسمت اجرا شد و همین وقفه در پخش آن بیشتر به شایعات دامن زد تا جایی که گفته می شد احتمالا کوله پشتی پخش نخواهد شد، اما پخش سه قسمت از این برنامه باعث شد تا حدی شایعات فروکش کند. در حالی که همه چیز رو به فراموشی بود بینندگان تلویزیون پس از پخش برنامه دیشب کوله پشتی و اجرای امیر حسین مدرس که در ابتدای برنامه گفت: فرزاد به خاطر کسالت نمی تواند این برنامه را تا چند روز اجرا کند، باعث شد که شایعات در مورد فرزاد حسنی قوت بگیرد. اما بد نیست بدانید، فرزاد دیشب با "فاطیما" برنامه من خوبم تو خوبی را که از شبکه جام جم پخش می شود را اجرا کرد.
از سوی دیگر یک مقام آگاه که نمی خواست، نامش فاش شود به ksabz.net گفت: مهندس ضرغامی در برابر فشارهای موجود در رابطه با حذف فرزاد حسنی، مقاومت بسیاری کرد، اما سرانجام تصمیم بر این گرفته شد که مجری کوله پشتی تا اطلاع ثانوی، از حضور در شبکه های سراسری داخلی محروم شود و به عبارتی بهتر فرزاد حسنی ممنوع الکار شد.
اگر به یاد داشته باشید، دو سال پیش هم فرزاد حسنی پس از چند قسمت از برنامه جزر و مد که در ماه رمضان پخش می شد، جای خود را به احسان علیخانی داده بود، اما گویا آن روزها با تهیه کننده برنامه تفاهم نداشت.... اینکه فرزاد حسنی باید ممنوع التصویر می شد یا نه؟ را به کاربران و مخاطبان گرامی واگذار کرده، اما باید اشاره کنیم که در یک برنامه چالشی، مجری بايد تا حدی این اجازه را داشته باشد که گفتگو را به چالش بکشاند. گرچه عده ای بر این باورند که نوع دیالوگ و رفتار وی مقابل دوربین شبکه سوم، در شان یک مجری تلویزیون نبود، تا جایی که فشار همین افراد باعث شد که حسنی از کوله پشتی حذف شود، گفتنی است که وی همچنان اجرای برنامه ، "من خوبم، تو خوبی" در جام جم را بر عهده دارد و هیچ کسالتی هم ندارد، گرچه در دو هفته اخیر، او به نزدیکان خود گفته بود که قلبش درد می کند.
به هر حال این هم از پیامدهای کار در رسانه ملی و برنامه های چالشي آن است. چقدر خوب بود که همه ما ظرفیت مان را کمی افزایش می دادیم. آیا همیشه بهترین روش برای اصلاح امور حذف صورت مسئله است؟ آن هم در شرایطی که فرمانده هان ارشد پلیس با سعه صدر و خویشتن داری در برابر این برنامه چالشی برخورد کردند. آیا هنوز زمان آن فرا نرسیده است که حتی اگر گستاخی صورت گرفته، از روی الگوهای عملی دین مان برخورد کنیم؟ راستی اگر جای فرزاد حسنی در شبکه های تلویزیونی ما نیست پس آیا برخورد مناسب با او چنین است؟... چرا حقیقت را به مخاطبانمان نمی گوییم؟ مگر مردم ولی نعمت و ما خدمتگزار آنها نیستیم؟ مواظب باشیم همیشه افراط و تفریط مخرب امت وسط بوده و خواهد بود.
و بالاخره اینکه خداحافظ همین حالا...
پژمان کردمحله
البته اون قسمتهایی که گقتیم دیشب. دیشب راستکی نیست هااااا
| |||
|
به گزارش خبرنگار فارس، غارتگران اموال عمومي با استفاده از هرج و مرج ناشي از ناآراميهاي سهميهبندي بنزين در شهر، اقدام به غارت اموال شهروند كردند. | |||
| |||
|
|
|
|
|
|
قدرت شما در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري است . | |
|
|
|
امروز روز تعادل زندگي شماست . تعادلي بين كار و زندگي . |
|
|
|
تقريبا همه چيز در حال حاضر براي شما حكم سرگرمي و تفريح دارد . بخنديد و اوقات خوبي داشته باشيد . |
|
|
|
چرا فقط سعي مي كنيد كه ديگران را تحت تاثير قرار دهيد و رضايت همه را جلب كنيد . به جاي جلب رضايت همه ، كمي به خود بينديشيد. |
|
|
|
اطلاعات جديدي بدست مي آوريد و اين اطلاعات بر شغل و حرفه شما تاثير به سزايي دارد. |
بهترين دروازه بان طالبلو، در پست دفاع جلال حسيني، جواد نكونام و آندرانيك تيموريان اول و دوم بهترين بازيكنان خط مياني، در بين مهاجمان نيز عرفان اولروم بهترين شد، بهترين داور مسابقات فوتبال را مظفري جوان از آن خود كرد، فرزاد آشوبي از باشگاه پرسپوليس پديده فصل، علي دايي سرمربي تيم سايپا تهران به عنوان بهترين مربي فصل و باشگاه سپاهان اصفهان به عنوان بهترين باشگاه ليگ فصل گذشته انتخاب شدند، جواد نكونام لژيونر ايراني تيم اوساسونا اسپانيا عنوان بهترين بازيكن فصل فوتبال ايران را به خود اختصاص داد و توپ طلايي را از مسوولان برگزاري اين مسابقات دريافت كرد .
ادامه مطلب...

بر اثر فرو ریختن پلی در منطقه مینیا پولیس ایالت مینه سوتای آمریكا چهار نفر كشته، هفتاد و نه نفر زخمی و حدود سی نفر ناپدید شدند.
![]() |
![]() |
سرعت جریان آب این رودخانه تلاش های امداد گران را برای یافتن افراد ناپدید شده به شدت دچار مشكل كرده است.
ميدوني چرا قزوينيا خوشبختن؟ چون خوشبختي جرات نداره بهشون پشت کنه![]()
تو اردبیل برای دوشیدن شیر گاو 30 نفر لازمه !! یک نفر محل شیردهی گاو رو میگیره و 29 نفر گاوه رو بالا و پایین میکنن !!(خوب من به جای محل شیردهی چی بگم هاااا؟؟؟؟ همین خوبه دیگه...
)
به لره ميگن چند وقته جوراباتو نشستي ميگه لطف کنين سوال تاريخي نپرسين![]()
دوست دختر لره بهش ميگه:اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه.لره ميگه:اينقدر پلك نزن،صدات قطع و وصل ميشه![]()
ترکه قاشق قاشق ماست مي ريخته تو اب رودخونه بعد يه لره مياد ميگه چي کار مي کني ؟ ترکه ميگه دارم دوغ درست مي کنم لره بش ميگه همينه که ميگن خرين ديگه اخه اين همه دوغ رو کي ميتونه بخوره!!!![]()
روز قیامت خدا به مردا میگه: اونایی که زن ذلیل بودن سمت چپ بقیه سمت راست همه میرن سمت چپ فقط یکی نمیره. خدا بهش میگه چرا تو نرفتی اونور؟ میگه: خانومم گفته اینجا وایسا.![]()
اگه خواستي يه کسي ، عاشق هم نفسي ، عمرشو حيرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، جون مادرت رو ما يکي حساب نکن![]()
تركه ميره مكه، جلوي كعبه گريه ميكنه و ميگه: خدايا، تو چرا مردي؟ لره ميزنه روي شونهاش و ميگه: احمق، خدا كه نميميره، شهيد ميشه![]()
از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره.![]()
آخه خر نميتونه مثله اسب از روي موانع بپره![]()
عربه نذر ميكنه اگه در كنكور قبول شد مادرش را پياده بفرسته كربلا![]()
چشم پزشك يك سيني گرد را از دور به بيمار نشان داد و پرسيد: اين را خوب مي بيني؟ بيمار جواب داد: اختيار داريد. چشمم اين قدرها هم ضعيف نيست. فقط نميتوانم تشخيص بدهم كه پنج تومني است يا ده تومني.![]()
به طرف ميگن : ميدونی امام حسين كجا دفن شده ؟
ميگه : نه . ميگن : كربلا .
ميگه : ای خوشا به سعادتش !![]()
یه بار یه مغز راه می افته دنبال یه ترکه می گه بگو منو کم داری بگو![]()
يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من !![]()

خبر مسرتبخش و بسيار اميدوارکننده اينکه اعلام شد فيلم «تايتانيک» براي پخش از شبکه سوم سيما در حال دوبله است. احتمالا مديران شايسته و فرهنگي تامين فيلم و برنامه اين سازمان اخيرا متوجه شدهاند که يک فيلم پرفروشي به نام «تايتانيک» به بازار آمده و در راستاي سرگرمسازي هرچه بيشتر امت هميشه در پاي تلويزيون و ماهواره، فيالفور دستور خريد و دوبله و پخش آن را صادر کردهاند. ضمن تقدير از ميزان سرعت عمل و آنلايني اين عزيزان، به اطلاع عدهاي از اشکالتراشان حرفهاي که دائما غر ميزنند که اين فيلم از جهات مختلف قابل پخش در سيماي جمهوري اسلامي ايران نيست، ميرسانيم که خيلي هم هست! منتها يک سري اسلاميزاسيون و بوميسازي لازم دارد که با بريدن چند صحنه غيرضروري و تغييرات مختصر در ترجمه به راحتي حاصل ميشود. مثلا:
داستان فيلم قبل از دوبلاژ و بوميسازي:
«بروک سوت»، يک جوينده گنج آمريكايي است که به دنبال يک الماس مشهور در بقاياي کشتي غرقشده تايتانيک است. او يک صندوق سالم در کشتي پيدا ميکند که در آن تصويري عريان از يک زن جوان قرار دارد که الماسي بر گردن دارد. پس از نشان دادن نقاشي در يک برنامه تلويزيوني، يک زن پير به اسم «وز داوسن» ادعا ميکند که همان زن نقاشي است. او به محل غرق کشتي برده ميشود تا به جستجوگران کمک کند تا جاي الماس را پيدا کنند، اما به جاي اين کار، او همه حقايق مربوط به داستان غرق شدن کشتي تايتانيک را براي همه تعريف ميکند. او دختري ۱۷ ساله و ثروتمند بوده که تصميم داشته با کشتي به آمريكا برود و در آنجا با «کالهاکلي» ازدواج کند. مادرش او را مجبور ساخته تا به اين ازدواج تن در دهد. بنابراين پس از اينکه آنها سوار کشتي ميشوند و کشتي حرکت ميکند، او يک شب تصميم ميگيرد تا از بالاي کشتي خودش را در آب بيندازد. اما او توسط مسافر فقير و جواني به اسم «جک داوسون» که کارش نقاشي است، نجات پيدا ميکند. آنها به تدريج بيشتر با هم آشنا ميشوند و اين آشنايي منجر به عشقي عميق بين آن دو ميشود.هالکي و مادر رز ميکوشند تا آنها را از هم جدا نگه دارند، اما موفق نميشوند و رز با جک به قسمت زيرين تايتانيک رفته و به رقص و باده گساري ميپردازد. در يک تعقيب و گريز هيجاني، آنها به درون يک اتومبيل بخارگرفته سوار بر کشتي پناه ميبرند (پناه بر خدا!) در اين بين کشتي به يک کوه يخ شناور برخورد کرده و شروع به غرق شدن مينمايد و در حالي که همه خدمه و مسافرين کشتي در تلاشند تا راه نجاتي براي خود بيابند، جک براي نجات جان رز خود را فدا ميکند.
داستان فيلم پس از دوبلاژ و بومي شدن:
بروک سوتو يک جوينده اسلحه ونزوئلايي است که براي برملا کردن جنايتهاي کاخ سفيد با تجهيزاتي که از کوبا تهيه کرده است، در اعماق آبها به دنبال بقاياي سلاحهاي کشتار جمعي پنتاگون است. او به طور اتفاقي، به بقاياي يک کشتي خيلي گنده بر ميخورد که يک صندوق سالم درون آن قرار دارد. بروکو صندوق را بيرون ميآورد و در آن ـ کات به قسمتهايي از فيلم دوئل ـ مقداري اسناد جنگي مهم مييابد که در آنها نشان داده شده سازمان جاسوسي آمريكا باعث غرق شدن تايتانيک بوده. بروک سوت با استفاده از شبکه جهاني «العالم» از مردم عالم ميخواهد هرکس اطلاعاتي دراين باره دارد، به او کمک کند. يک پيرزن نيکاراگوئهاي به اسم «رزا آدمونو» ادعا ميکند ميتواند به بروکو سوتو کمک کند و در حالي که «سيا» در پي قتل وي است، فراري داده شده و به کشتي مزبور منتقل ميشود. او در آنجا داستان زندگي خودش را بازگو ميکند. رزا يک دختر فقير و بدبخت بوده که توسط قاچاقچيان انسان آمريكايي در 17 سالگي از ماناگوآ دزديده ميشود و بعد از گريم به صورت يک دختر ثروتمند سوار بر تاتانيک ميشود تا به آمريكا فرستاده شود. رزا که از آمريكا متنفر است تصميم ميگيرد خودکشي کند اما در آخرين لحظات توسط پسري ـ کات به تصاويري از سريال خانم مارپل ـ نجات داده ميشود. اسم پسر ياکوب است. او ماموريت دارد تا براي خنثي سازي پروژه انقلابهاي نارنجي و صورتي و يشمي و پشمي آمريكا که قرار است هشتاد سال بعد شروع شود، به آمريكا برود. رزا، مفتون تعهد ياکوب ميشود و با او به طبقات پايين که ستمديدگان و رنجبران و مستضعفين قرار دارند، ميرود و در جلسات دعا و نيايش آنها ـ کات به صحنههايي از آهنگ برنادت ـ شرکت ميکند.
سرانجام، در حالي که آنها درون يک اتوموبيل، با حفظ فاصله شرعي به نابودي استکبار جهاني فکر ميکنند و از فرط خشم، دود و بخار از کلهشان بلند ميشود (و روي شيشه هم طبيعتا تاثير ميگذارد!) با دسيسه عوامل «سيا» که ياکوب را شناسايي کرده بودند، يک کوه يخ در مسير تايتانيک قرار ميگيرد و با آن برخورد ميکند. ياکوب در صحنه تاثيرگذاري فرياد ميزند: «نالوطيا... نامسلمونا... با من مشکل دارين، چرا زن و بچه مردم رو غرق ميکونين؟» و افسر ارشد سيا که در هيات سرپرست گروه نوازندگان ظاهر شده ميگويد: «هاهاها... ما اينطوري هستيم... تازه کجاشو ديدي؟... حتي واسه بدنومي القاعده، بوئينگ به برجهاي دوقلو هم ميزنيم!» و در جواب رزا که ميپرسد: «بوئينگ ديگه چيه؟» ميگويد: «هموني که با هماهنگي صهيونيستها به برجهاي دوقلومون ميزنيم» و با پاسخ ياکوب که ابراز ميدارد: «عفت کلوم داشته باش، آمريكايي بي چاک و دهن» درگيري شروع ميشود. اما کشتي غرق ميشود و در صحنه پاياني، ياکوب در حالي که به رزا ميگويد که اسناد اين جنايت در صندوق گذاشته شده، به خاطر سمي که عوامل «سيا» به گردن او تزريق کردهاند ـ با يک موسيقي جانگداز هندي ـ به اعماق دريا فرو ميرود. رزا هم پس از اندکي توسط نيروهاي امنيتي آمريكايي دستگير و به گوانتانامو منتقل ميشود.
كيلاد يگانه منجي عالم را به شما دوستان و تمامي شيعيان جهان تبريك عرض مي نماييم

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،جبرئيل عليه السلام مرا درباره تو خبرى داد كه مايه روشنى چشم و شادى دلم شد،او به من گفت:اى محمد،خداوند به من فرموده :محمد را از سوى من سلام برسان و او را آگاه ساز كه على پيشواى هدايت و چراغ تاريكيهاى ضلالت،و حجت بر اهل دنياست،زيرا او صديقاكبر و فاروق اعظم است ،و من به عزت خويش سوگند خوردهام كه به آتش نبرم كسى را كه او را دوست داشته و تسليم او و اوصياى پس از او باشد،و به بهشت در نياورم كسى را كه دست از ولايت و تسليم در برابر او و اوصياى پس از او برداشته باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت:اى محمد،پروردگارت تو را به دوستى و ولايت على بن ابى طالب فرمان مىدهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام از سوى خداوند برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان.
جبرئيل عليه السلام از ميكائيل،او از اسرافيل،او از لوح،او از قلم،او از خداى عز و جل آورده است كه:ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من عذابى«ولايت على بن ابى طالب دژ محكم من است،هر كه بدان در آيد از عذاب من ايمن باشد».

بچه ها سلاک امیدوارم این مطالب به کارتون بیاد
در ضمن قسمت39 سانسوری نداشت
... و یانگوم تمایلی برای خروج از منطقه شیوع بیماری ندارد و اعلام می کند شرایط او با مردم شهر یکسان است و همکارانش او را تنها رها کرده اند تا بمیرد او افسر مین جانگ هو می پرسد من چه اشتباهی کرده بودم؟...
افسر مین جو به او می گوید او اشتباه و گناهی مرتکب نشده است بلکه فقط مانعی برای افراد سود جو است ! و به او می گوید ضعف خود را دور کنید چون من بانو سوی ضعیف دوست ندارم !!
ادامه مطلب...
... گیومیونگ که یانگوم را در آشپزخانه دربار می بیند او را تهدید به تنبیه کرده و از آشپزخانه بیرون می کند...
یانگوم هم در آشپزخانه یونسنگ شروع به طبخ غذای سفارشی ملکه می کند..
ملکه مادر هم که فراموش کرده بود به آشپزخانه اطلاع دهد که امشب از غذای یانگوم استفاده خواهد کرد .. گیومیونگ برایش غذا می برد ولی ملکه به او می گوید که امشب از غذای یانگوم را خواهد خورد و گیومیونگ با ناراحتی غذایش را بر می گرداند..
گیومیونگ که اصلاً دل خوشی از یانگوم ندارد ، از دستیار پزشک یوئلی می خواهد تا به اتاقش برود...
یانگوم هم برای دیدن داگو و همسرش به خانه خود می رود و البته به خاطر شدت خستگی خوابش می برد...
ادامه مطلب...









