تبليغاتX
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است
زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است
سهراب

Let's not muddy the stream

 

 لطفا نظر بدين

 

آب را گل نكنيم

Let's not muddy the stream

در فرودست انگار كفتري مي خورد آب

Down the stream a pigeons seems to be drinking

يا كه در بيشه دور سيره اي پر مي شويد

Or perhaps in some farther thicket, a goldfinch is washing it's plumag

يا در آبادي كوزه اي پر مي گردد

Or perhaps in some hamlet a jar is being filled

 

آب را گل نكنيم

Let's not muddy the stream

شايد اين آب روان مي رود پاي سپيداري تا فروشويد اندوه دلي

This Stream is perhaps running to the foot of a poplar tree to wash away the sorrows of some lonely heart

دست درويشي شايد نان خشكيده فرو برده در آب

A dervish is perhaps dipping a piece of dry bread into the stream

زن زيبايي آمد لب رود

A lovely lady has come to the lip of the stream

آب را گل نكنيم

Let's not muddy the stream

روي زيبا دو برابر شده است

Beauty is doubled

 

چه گوارا اين آب

What delicious water!

چه زلال اين رود

How clear a stream!

مردم بالا دست چه صفايي دارند

How cordial are the people in the upper hamlet!

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شير افشان باد

May their stream jet out! May their cows give prodigious milk!

من نديدم دهشان

Never have I visited their hamlet

بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست

There must be God's footprints at the foot of their hedges

ماهتاب آنجا مي كند روشن پهناي كلام

There, moonshine must be brightening over the expanse of speech

 

 

سهراب سپهري

Sohrab Sepehri""

ارسال در تاريخ شنبه 1385/02/16 توسط ابوالفضل

 

                                         کاشان در انتظار شماست

كاشان شهر " دارالمومنين " ، شهر گنبد و گلدسته‌ها ، شهري تاريخي با شاهكارهاي معماري و مردماني با دل‌هايي به گرمي آفتاب كوير، اكنون با يك عالمه گل، ميهمانان را به انتظار نشسته است.

كويرنشيناني كه با دلي آكنده از مهر و صفا، همواره گرماي سوزان كوير را به جان خريده‌اند، اكنون كه موسوم گلچيني و انتشار رايحه دل انگيز " گل محمدي" در اين خطه فرا رسيده است، مردم ميهمان نوار اين ديار قصد دارند همه زيبايي‌هاي خدادادي اين مناطق را با ديگر هموطنان اين سرزمين پهناور تقسيم كنند.

لبخند شكوفه‌هاي گل در سپيده دمان روح بخش كوير و آواز پرندگان به‌همراه نسيم دلچسب بهاري در گلستانهاي سرشار از "گل محمدي"، هديه‌اي است براي يك دعوت همگاني به آيين "گلچيني و گلابگيري".

اين روزها با شكفتن غنچه‌هاي گل محمدي ، گلكاران در بخش‌هاي " برزك " ، "قمصر"، "نياسر"، شهر "جوشقان كامو" و روستاهاي اطراف آنها براي چيدن گل در دامنه كوه‌هاي پرصلابت و سربه فلك كشيده "كركس"، راهي گلستان‌ها مي‌شوند.

گل‌هاي محمدي براي حفظ كيفيت بايد قبل از طلوع آفتاب چيده شوند از اين رو گلكاران كاشاني با اقامه نماز صبح و شكر به درگاه الهي به همراه اعضاي خانواده به خصوص زنان از اولين ساعت‌هاي بامداد سبدها را لبريز از گل محمدي مي‌كنند.

آوازه عطر و گلاب " گل محمدي" درسالي كه رهبر معظم انقلاب با نام "پيامبر اعظم (س)" مزين نموده ، تنها در دامنه كوه‌هاي كركس نمي‌ماند ، بلكه در تمامي اقصي نقاط گيتي، اواخر فروردين تا پايان خرداد را ماه گل و گلاب در كاشان مي‌دانند.

كوير خشك مركزي ايران ، نگين‌هاي صورتي رنگ ميراث طبيعي ( گل محمدي) را در دل خود دارد كه اين ياقوتها و زمردها چشم هر بيننده‌اي را به نظاره مي نشاند.

اهالي ايران و فرنگ، كاشان را با گل و گلاب و فرش آن مي‌شناسند،اما آنچه كه هرساله مايه افتخار اين ديار و مردم دارالمومنين اين خطه است ، شست و شوي قبله مسلمانان جهان ، بيت‌الله‌الحرام، خانه خدا "كعبه" با "گلاب" ناب و خوش بوي كاشان است.

جشنواره " گل و گلاب " كاشان گويا براي همگان آشناست ، چرا كه خيلي از مسافران و گردشگران زمان سفر خود به كاشان را در فصل گل چيني و گلابگيري مشخص كرده و منتظر اين فرصت هستند.

با توجه به‌تغيير برخي مسوولان كاشان و نبود جنب و جوش لازم براي برگزاري اين جشنواره بر خلاف سالهاي گذشته ، برخي از مردم مي‌خواهند بدانند، آيا مسوولان جديد هم تمايلي به برگزاري اين جشنواره دارند.

فرماندار جديد كاشان اخيرا در نشست خبري در پاسخ به اين سووال گفت: اين جشنواره امسال نيز برگزار مي‌شود، و با توجه به نامگذاري امسال به نام سال پيامبر اعظم (ص) از سوي مقام معظم رهبري، سعي خواهد شداين جشنواره با كيفيت و محتواي بهتري برگزار شود.

"حسينعلي حاجي" ، عمده‌ترين هدف از برپايي جشنواره گل و گلاب را، شناسايي مشكلات گلكاران و گلابگيران و ارايه راهكارهاي مناسب و كاربردي كردن اين جشنواره در راستاي بر طرف كردن مشكلات آنها عنوان مي‌كند.

مدير جديد جهاد كشاورزي كاشان هم كه بتازگي عهده دار اين مسووليت شده است ، بر ضرورت برگزاري اين جشنواره تاكيد دارد.

" ابراهيم تفريشي" در گفت و گو با ايرنا مي‌گويد: از هر اقدامي كه براي ارتقاي سطح كمي و كيفي گل محمدي و گلاب در منطقه صورت گيرد، بويژه حمايت و تشويق از گلكاران و توليدكنندگان گلاب دريغ نخواهيم كرد.

وي تاكيد كرد: اين جشنواره بايد هدفمند باشد و نگاه علمي، پژوهشي و كاربردي داشته باشد.

تفرشي، سطح زيركشت باغات گل محمدي در اين شهرستان را يك هزار و يكصد هكتار ذكر كرد.

وي افزود: از هر كيلوگرم گل ، حدود ۱/۶ليتر گلاب درجه يك استاندارد به دست مي‌آيد.

وي اظهار داشت : كارشناسان مديريت جهاد كشاورزي كاشان در سال‌هاي اخير توانسته‌اند با برگزاري دوره‌هاي آموزشي ، ترويجي و تشويقي براي گلكاران ، عملكرد توليد محصول گل اين شهرستان در سال ۸۰را از ۳/۲تن در هر هكتار به چهار تن در سال زراعي جاري افزايش دهند.

وي گفت: بيش از هفت هزار و ۵۰۰خانوار بهره‌بردار در اين شهرستان به كاشت، پرورش، برداشت گل و تهيه گلاب اشتغال دارند.

وي افزود: هشت واحد صنعتي و بيش از يك هزار كارگاه سنتي ( از يك ديگ تا تا بيش از ۷۰ديگ) در شهرستان كاشان در زمينه گلابگيري فعاليت دارند.

مدير جهاد كشاورزي كاشان تاكيد كرد: خوشبختانه گل محمدي شهرستان كاشان با آموزش‌هاي علمي ، فني و ترويجي كه توسط كارشناسان جهاد كشاورزي به گلكاران ارايه شده هم اكنون به صورت ارگانيك توليد مي‌شود.

تفرشي گفت: براي رسيدن به اين هدف ها، گلكاران با رعايت نكات آموزشي در گلزارها، عمليات به موقع هرس و مصرف كود دامي، موجب كيفيت ومرغوبيت محصول گل محمدي در گلستانهاي اين شهرستان شده‌اند.

وي يادآور شد: براي ارتقا مرغوبيت گل و گلاب كاشان سه شركت تعاوني گلاب- گيران با همكاري اداره‌تعاون ومشاركت گلكاران و گلابگيران دربخش‌هاي "برزك"، "قمصر" و شهر "جوشقان كامو" از توابع اين شهرستان تاسيس شده‌است.

تفرشي تصريح كرد: اين تعاوني‌ها با سرمايه‌گذاري گلكاران و گلابگيران هم اكنون درحال راه‌اندازي كارخانه‌هاي صنعتي براي توليد گلاب پاستوريزه هستند.

فصل گل چيني از گلستانهاي كاشان هرسال از اوايل ارديبهشت ماه آغاز و تا اواسط خبر ادامه دارد.

هر سال هزاران گردشگر با حضور در منطقه در آيينهاي گل و گلاب كاشان شركت مي‌كنند.

شهرهاي قمصر، نياسر، بزرك و جوشقان كامو از جمله مناطق توليد گل و گلاب كاشان است.

 

 

ارسال در تاريخ شنبه 1385/02/16 توسط ابوالفضل

بی تو مهتاب شبی باز از آن ROOM گذشتم
همه تن چشم شدم خيره بدنبال
id تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از
CASE وجودم
شدم آن
USER ديوانه كه بودم
وسط صفحه
DESKTOP، ـ room ياد تو درخشيد
ding صد پنجره پيچيد
شكلكي زرد بخنديد
يادم آمد كه شبي باز از آن
chat بگذشتم
room گشوديم و در آن pm دلخواسته گشتيم
لحظه اي بي خط و پيغام نشستيم
تو و
yahoo و ding و دنگ
همه دل داده به يك
Talk بد آهنگ
windows و hard و motherbord
آريا دست برآورده به
keyboard
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
من بدنبال معماي كلامت
يادم آمد كه به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند براين
room نظر كن
chat آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به
email نگران است
باش فردا ،
pm ات با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين
room ـ log out كن
بارزگفتم حذر از اين
chat ندانم
ترك
chat كردن ، هرگز نتوانم ، نتوانم
روز اول كه
email ام به تمناي تو پر زد
مثل
spam تو inbox تو نشستم
تو
delete كردي ولي من نرميدم ، نگسستم
باز گفتم كه تو يك
hacker ، ومن user هستم
تا به دام تو بيافتم
room ها گشتم وگشتم
تو مرا
hack بنمودي ، نرميدم ، نگسستم...
***************
room يي از پايه فرو ريخت
hackerيي ، ignor تلخي زد وبگريخت
hard بر مهر تو خنديد
cp از عشق تو هنگيد

**********
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از
user آزرده خبر هم
نكني ديگر از آن
room گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن
room گذشتم

ارسال در تاريخ شنبه 1385/02/16 توسط ابوالفضل

يه روز يه تركه سمند مي خرد بعد سه نفر را سوار مي كند .بعد از مدتي نفر اولي مي گه آقالطفامراپياده كنيد راننده ميگه سمندداري ميگه نه راننده ميگه پس بشين سر جات وبا دومي نيزهمين سوال وپرسش را انجام ميدهددرنتيجه نفر آخري فكري ميكندكه چه بگويدو وقتي به راننده مي گويدپياده ميشوم راننده ميپرسد سمند داري ميگه دارم راننده ميگه پس قربونت بگوترمزش كجاست

پسر : دوست دارم / دختر : خفه شو / پسر : عاشقتم / دختر : خفه شو / پسر : زنم ميشي / دختر : جدي ميگي / پسر : خفه شو

چوپان دروغگو مي ميره شب اول قبرش وقتي ازش مي پرسن اسمت چيه مي گه دهقان فداكار

يه روز يه خودكار قرمز باباش ميميره تا يه هفته سياه مي نويسه

به يه تركه ميگن خيلي آقايي ميگه ما بيشتر

به يه ترک ميگن :چرا ترک شدی؟ ميگه :سرطان که نگرفتم خوب ميشم

يك روز يك اصفهاني براي مادرش ختم مي گيره خيلي شلوغ مي شه براي مراسم هفتش بليط مي فروشه

يه تركه ميره دكتر ميگه:آقاي دكتر من شبها همش خواب ميبينم كه دارم با خرها فوتبال بازي ميكنم دكتر ميگه خوب حالا يه قرصي بهت ميدم تا ديگه خواب نبيني .تركه ميگه ازكي بايد شروع كنم .دكتره ميگه امشب. تركه ميگه نميشه از فردا شب شروع كنم .دكتره ميگه واسه چي؟ تركه ميگه آخه امشب فيناله!

تركه ميره زيردريايي غرق كنه در ميزنه فرار ميكنه

يك ژايني بد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند يك تركه داشته از اونجا رد ميشده ميبينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره

به يه جوجه تيغيه ميگن بزرگترين ارزوت چيه ميگه بگيرنم بغل نازم كنن

يارو دوتا دزد مي گيره زنگ مي زنه به 220

رشتيه شب مي خواست بره دستشويي، به زنش ميگه يه دقيقه جاي منو نگه دار الان برميگردم!

 

تركه روزسه شنبه مي گه براي غافلگيركردن اموات صلوات

 

به تركه ميگن كره خر. ميگه : وا اينقد جوون به نظر ميام ؟

 

يه تركه داشته زنشو مي زده بهش ميگن چرا داري زنتو ميزني ميگه اگه مي دونستم كه مي كشتمش

به تركه ميگن براي چي روي رود خونه پل ميزنن؟ ميگه واسه اينكه كشتيها از زيرش رد شن

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

 

ارسال در تاريخ شنبه 1385/02/16 توسط ابوالفضل

دخترها:

 

بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند .عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند ولي نمي خونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست

 

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و نیم حرف میزنن

 

و اما پسر ها:

 

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . در حال استراحت حسشون  تموم ميشه. حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنن  بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

ارسال در تاريخ شنبه 1385/02/09 توسط ابوالفضل
قالب وبلاگ